الکترا
تردیدم نیست جایی در این قصر،مادرم پرسه زنان نگاه در دل تاریکی دوخته.با پاهای لطیفش پوشیده در سندلی ظریف،با گیسوانی به پشت بسته با روبانی سرخ،معطر به برگ گل و روغن های خوشبو و با پوستی نرم و تابیده در مهتاب،هماره خاموش است.از سراچه ام برون نمی روم،مبادا مادر را ببینم.برمی خیزم و سوی پنجره ی باریکی می روم که دیوار سنگی را گشوده.آرنج بر هره می آسایم و منظره ی بیرون را نظاره گر می شوم.انتظار دیدن هیچ چیزم نیست،هیچ چیز،مگر خوشه ای ستاره؛اما در این حال،بر فراز کوهی دور،شعله ای می بینم و دورتر از آن شعله ای دیگر.زنجیره ای از آتش به سوی موکنای برپاست.دلم در سینه می کوبد.کسی پیغامی فرستاده و ما جملگی یک خبر را چشم به راهیم.
- کد کالا
- 285966
- بارکد
- 9786222544850
- تاریخ چاپ
- 1402
- تعداد صفحات
- 320
- زبان
- فارسی
- طول
- 21.5
- عرض
- 14
- قطر
- 2
- نوبت چاپ
- 1
- کد موضوع
- 823/92
- نویسنده
- جنیفر سنت
- مترجم
- حسین حضرتی
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شومیز
نظرات کاربران
0.0
از ۵
بر اساس 0 نظر